سر وعده نیامد، باردیگر مرتضی برگشت
وخط دیگری زد روی بید و بی صدا برگشت
نه شب مهتابی و نه کوچه ها از زمزمه لبریز
پراند از پلک خود خواب و به سمت ناکجا برگشت
قدم برداشت سنگین و به تلخی زیر لب نالید :
« خدایا گریه هم کاری ست » لرزید و صدا برگشت ،
« خدایا گریه هم کاری ... » که از پشت سرش دستی ،
به روی شانه هایش زد: تویی تو ... مرتضی برگشت ،
- مليحه اين تويي . . . تو. . . تو. . . خدايا خواب مي بينم
- نه دیوانه ، خودم هستم که از بیراهه ها... برگشت ،
- نگو، نه ، روزهای سختی از رو برده ای شیرین
خدا را شکر عشقم سالم از آنتالیا برگشت
چه فرصت ها که رفت و گم شد و از سر گذشت آتش
ولی فرصت فراوان ریخته رو دست ما... برگشت ،
- نگا کن مرتضی ، دستم ، دلم ، می لرزد از ... ای وای !
- چه شد ؟
- بازم خماری به رگ من مرتضی برگشت
نقد آقای علیرضا نوری شاعر توانا بر غزل فوق :
مهمترین نقطه قوت این غزل، خروج از
توافق با مخاطب است در خارج از شعر ، مصرع ها
به سمت استفاده از فضای داستان در
حرکتند. شاعر مدام در پی طراحی شعری پلی فونیک
است که تا حدود زیادی هم موفق بوده
است و در کنار آن با نزدیک شدن به زبان محاوره
که ناخودآگاه باعث گریز از زبان
اقتدار و مسلط هم شده ، به امروزی تر شدن شعر کمک کرده
است ؛ تا جایی که در بعضی از مصرع ها
فضا آنچنان شخصی و فردی است که تنها با همین
زبان محاوره قابل بیان است ؛ هرچند به
برجسته سازی هم نزدیک شده ، اما مخاطب را
مرعوب نمیکند.
شاعر از استفاده ی سنتی قافیه و
ردیف به سمت سطحی ژرف تر حرکت کرده و به این وسیله
فضای بزرگتری برای مفهوم ذهنی اش
ایجاد کرده و در کنار آن استفاده از وزنی روایی به
انتقال مفهوم کمک شایانی نموده است.
شاعر از فضای نوستالژیک استفاده کرده
و تصویر کشیدن خط بر روی بید نیز به حضور بهتر
مخاطب کمک کرده و تا پایان هم سعی در
حفظ این فضا دارد و اتفاقاً موفق هم بوده است.
آقای رجب بذر افشان شاعر توانا نیزراجع به این غزل گفته اند:
روایت در چارجوبه ی فرم گردش دارد و به دلیل بازتاب های اجتماعی تلاش در عینی شدن رفتار و کارکرد شخصیت ها از خصیصه های این شعر است.
آقای نادر جابری شاعر توانا نیز نظرشان را راجع به غزل فوق چنین بیان داشته :
شاعر در دو بیت نخستین ، خویش راوی یک داستان مینی مال است که در غزل
اتفاق افتاده و در ابیات بعدی نقش وی به عنوان راوی ماهرانه کمرنگ شده و
مابقی ماجرا از زبان خود شخصیت های داستان شنیده می شود کلمات به خوبی
تصویر سازی شده اند آنگونه که خواننده خویش را شاهد یک ماجرا می پندارد...
واژه ی« برگشت» در این غزل وظایف مهمی را عهده داراست که آن را از ردیف بودن صرف خارج کرده است.
چند صدایی ، ایهام و پرداخت تصاویر به لطف همین واژه اتفاق افتاده است.
شاعر به خوبی از عهده ی فضا سازی لازم بر آمده و یک مضمون روایی اجتماعی را در قالب غزل خلق کرده است که اگر اثر را به نثر برگردانیم تبدیل به یک داستان کوتاه ( مینی مال ) می شودو این یک اتفاق است .
آقای سامان بختیاری دیگر شاعر گرانسنگ گفته اند:
شعر با یک غافلگیری روایی رخ می دهد یا بهتر است بنویسم اتفاق می آفتد در
واقع این غافلگیری به سبب پرداخت روایتی است که شاعر در پی آن است تا
مخاطبش را به دنبال خود بکشاند .
روایت به قسمی بیان شده است که در شعر
حالات کاراکترها را به تصویر می کشد مثلن در بیت سوم سنگین قدم برداشتن
حالتی است متصور برای عاشقی مایوس .
دیالوگی که در ابیات بعدی شکل می
گیرد به راحتی مخاطب را از پی خود می آورد در واقع در این غزل روایی
عاشقانه دیگر نشانی از روابط دو دویی نیست مثل فرهاد و شیرین یا یوسف و
زلیخا تنها هر چه هست واگویه ی عشقی است میان دو نفر ناشناس و این تلاشی
است که پور احمد برای ساخت درامی مختص به خود دارد . اگر چه در سیر عمودی
غزل پور احمد این روایت را بیش از حد به اتق خصوصی خود سوق می دهد و در
قافیه ای مثل آنتالیا شاعر از نفس می افتد اما روایت نرم در این شعر با
صداگذاری های به موقع تا حدی توانسته است شعر را به سطوح بالاتر خود برساند
|
+| نوشته شده توسط
سالم پوراحمد در شنبه بیست و یکم خرداد 1390
|